صفحه اصلی معرفی خداحافظ گاری کوپر

خداحافظ گاری کوپر

5 خواندن ثانیه
0
0
449

خداحافظ گَری کوپر(به انگلیسی: Adieu Gary Cooper) نام رمانی فلسفی سیاسی از نویسنده فرانسوی رومن گاری است. رمان دربارهٔ جوانی ۲۱ ساله به نام لنی است که از زادگاه خود آمریکا به کوه‌های سوییس پناه می‌برد و دربارهٔ فلسفه زندگی او و دیدگاه‌هایش است.

رمان خداحافظ گاری کوپر خداحافظ گری کوپر یکی از مشهورترین کتابهای رومن گاری کتابی ماندگار در عرصه ی ادبیات است. نویسنده در این کتاب قهرمانی خلق کرده که با نگاهی درویش مآبانه به زندگی نگاه می کند و آن قدر خود را از زندگی و متعلقات معنوی اش دور می بیند که حتی متوجه عشقی که از راه رسیده نیز نمی شود و اهمیت آن را درک نمی کند. او حتی از این واقعیت می گریزد و زمانی که به زندگی بی قید و رهای خود در کلبه ای بر راز کوهستان های سوییس باز میگردد از طریق دوست دیگری به اهمیت عشق پی می برد.قهرمان گاری “لنی” پس از انتشار این کتاببه یکی از چهره های مورد علاقه ی جوانان در سراسر جهان بدل شد و جماعت کثیری با او همذات پنداری کردند. روحیه ای مستقل، بیزار از جنگ و در عین حال بی پروا و دریادل. این کتاب که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد با وقایع زمان خود پیوندی تنگاتنگ داشت چرا که لنی سربازی آمریکایی است که از رفتن به جبهه های ویتنام سرباز زده و این کلبه ی دنج و زندگی بی فردا را بر زندگی ای که دیگران به او تحمیل کرده اند ترجیح می دهد.

قسمت هایی از رمان خداحافظ گاری کوپر:

این قدر بچه نبود که بگذارد عزیزترین چیزش را، آزادیش را از او بگیرند. حتی از پول و پله می‌ترسید. پول بد تله ایست. اول آدم صاحب پول است، بعد پول صاحب آدم می‌شود.

مادرها عجیب گریزپا هستند. نسل شان دارد از میان می‌رود. به زودی دیگر جز در افسانه‌ها نمی‌توانی پیدایشان کنی.

باگ عقیده داشت که مردها همگی به شدت سوررئالند. لنی درست نفهمیده بود که سوررئال یعنی چه؟ باگ تأکید کرده بود که سوررئال درست یعنی همین. نباید دنبال فهمیدنش بود. مردها دقیقاً همین طورند.

لنی شب‌ها اسکی‌هایش را به پا می‌کرد و می‌رفت بالای کوه. قدغن بود، چون خطر ریزش بهمن بود. اما لنی به خود اطمینان داشت. مرگ آن بالا سراغ او نمی‌آمد. می‌دانست که مرگ آن پایین در انتظار اوست، آن جا که قانون و پلیس و اسلحه هست؛ برای او مرگ، همرنگ شدن با جماعت بود.

لنی اول با عِزّی که یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست رفاقت به هم زد، و به همین دلیل روابط‌شان با هم بسیار خوب بود. اما سه ماه نگذشته بود که عزّی شروع کرد مثل بلبل انگلیسی حرف زدن و فاتحهٔ دوستی شان خوانده شد. دیگر دیوار زبان میان شان بالا رفته بود. دیوار زبان وقتی بین دو نفر کشیده می‌شود که هر دو به یک زبان حرف می‌زنند، آن وقت دیگر نم توانند یک کلمه از حرف‌های همدیگر را بفهمند.

به کانال تلگرام ما بپیوندید
https://t.me/onlinebazbook

 

آیا چیزهای بیشتری شبیه به این می خواهید؟

دریافت بهترین داستان و پست ها مستقیما در صندوق پستی شما

نگران نباشید ما از اسپم

  • پرتقال خونی

    رمان پرتقال خونی نوشته پروانه سراوانی و انشار آموت می باشد. این کتاب جایزه رمان اول ماندگا…
  • کارگاه سناریو

    کارگاه سناریو ( چگونه یک سناریو نوشته می شود ) ترجمه محمدرضا راه ور یک کتاب پژوهشی و آموزش…
  • هوشنگ مرادی کرمانی

    هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معاصر ایرانی و متولد شانزدهم شهریور سال ۱۳۲۳ در روستای سیرج از …
بارگذاری بیشتر مطالب مرتبط
  • پرتقال خونی

    رمان پرتقال خونی نوشته پروانه سراوانی و انشار آموت می باشد. این کتاب جایزه رمان اول ماندگا…
  • کارگاه سناریو

    کارگاه سناریو ( چگونه یک سناریو نوشته می شود ) ترجمه محمدرضا راه ور یک کتاب پژوهشی و آموزش…
  • هوشنگ مرادی کرمانی

    هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معاصر ایرانی و متولد شانزدهم شهریور سال ۱۳۲۳ در روستای سیرج از …
Load More By amirsama
  • هوشنگ مرادی کرمانی

    هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده معاصر ایرانی و متولد شانزدهم شهریور سال ۱۳۲۳ در روستای سیرج از …
  • قهوه سرد آقای نویسنده

    قهوه تلخ آقای نویسنده: کتاب قهوه تلخ آقای نویسنده در اردیبهشت ماه سال ۹۶ توسط روزبه معین ع…
  • بامداد خمار

    بامداد خمار رمانی است نوشته فتانه حاج سیدجوادی در سال ۱۳۷۴. این کتاب در ۱۰ سال ۳۰۰ هزار نس…
Load More In معرفی

دیدگاهتان را بنویسید

بررسی

پرتقال خونی

رمان پرتقال خونی نوشته پروانه سراوانی و انشار آموت می باشد. این کتاب جایزه رمان اول ماندگا…